الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
363
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
( 1 ) فصل هشتم / در ورود اهل بيت به مجلس عبيد الله زياد ( فتوح اعثم كوفى ) از روات ثقات نقل شده است كه : عمر سعد امانتهاى پيغمبر خدا را بر شتران برهنهء بىپوشش و گستردنى سوار كرد و مانند اسيران به كوفه آورد چون بدان شهر رسيد عبيد الله بفرمود سر حسين عليه السّلام را ( كه پيشتر از اسراء به كوفه آورده بودند ) بيرون برند ( و بار ديگر با اسيران به كوفه در آوردند ) پس آن سر مبارك را بر نيزه نصب كردند و سرهاى ديگران را همچنين و پيشاپيش آنها مىآوردند تا به شهر در آمدند آنگاه آن سرهاى پاك را در كوچه و بازار بگردانيدند . و از عاصم از زر [ 1 ] روايت است كه گفت : اول سرى كه در اسلام بر نيزه نصب كردند سر حسين بن على عليهما السّلام بود و زن و مرد گريان بيش از آن روز ديده نشد . و جزرى گويد : اول سر در اسلام كه بر چوب نصب شد به قولى سر حسين عليه السّلام بود و ليكن
--> [ 1 ] اين عاصم بن ابى النجود قارى معروف است كه قرائتش را بر قرّائان ديگر مرجّح نهادهاند و رسم قرآن امروز بر طبق قرائت او است او شاگرد زر بن حبيش و ابو عبد الرحمن سلمى بود در قرائت . وزر - به ضمّ راى نقطه دار - از بندگان زهّاد و تابعين و معلم قرآن بود در صدر اول و قرآن را از امير المؤمنين عليه السّلام فرا گرفته و همچنين ابو عبد الرحمن سلمى . پس عاصم به امير المؤمنين عليه السّلام نزديكتر بود از ديگران ، وفاتش در سال 129 به كوفه بود و حفص شاگرد عاصم قرائتش بر روايات ديگران ترجيح دارد . و چون انسان در كلمات قرآن كه در قرائتها مختلف آمده است دقّت كند مىيابد كه غالبا اختيار عاصم با سياق كلام مناسبتر است و بايد دانست كه قرآن را از زمان حيات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كلمه به كلمه مىآموختند و نوع اختلافى كه امروز ميان قاريان است در زمان پيغمبر هم بود و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن را تجويز كرده بود و مردم عنايت شديد داشتند به ضبط قرآن و كلمات آن كه فلان صحابى كلمه را به مدّ خواند يا به قصر يا مالك را با الف خواند يا بىالف و در نوشته چند جا تاى رحمت و سنّت را كشيده نوشتند و يك جا شاء را ثناى و هكذا ساير امور براى آنكه متأخّرين مطمئن شوند قرآن تحريف نشده است و يكى از رسوم قديمه پيش از خلافت عثمان و سوزاندن مصاحف نماز تراويح بود در ماه مبارك رمضان هزار ركعت به جماعت در شبها و تمام قرآن را در اين ركعات مىخواندند و قرآن را هزار قسمت كرده بودند هر قسمت در يك ركعت ، در تمام شهرها اين عمل رائج بود هر قسمتى را يك ركوع مىگفتند و هنوز نوشتن اين ركوعات در مصاحف معمول است به طورى كه همه قرآن را در ماه رمضان مىشنيدند پس عثمان نمىتوانست از آن چيزى حذف كند .